تبليغاتX
تنهاترین تنها -

شبي از پشت يک تاريکي غمناک و باراني تو را با لهجه گلهاي نيلوفري صدا کردم.

تمام شب براي با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهايت دعا کردم .

پس از يک جستجوي نقره اي در کوچه هاي آبي احساس

تو را از بين گلهايي که در تنهاييم روئيد با حسرت جدا کردم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 1:5  توسط تنهاترین  |