بخند... آدمك مرگ همین جاست بخند... آن خدایی كه بزرگش خواندی... به خدا مثل تو تنهاست بخند...دست خطی كه تو را عاشقكرد... شوخی كاغذی ماست بخند... فكر كن درد تو ارزشمند است...فكر كن گریه چه زیباستبخند
+
نوشته شده در پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت 23:44 توسط تنهاترین
|
درباره
من نشانی از تو ندارم اما نشانی ام را برای تو می نویسم: در عصرهای انتظار،به حوالی بی کسی قدرم بگذار! خیابان غربت را پیدا کن و وارد کوچه پس کوچه های تنهایی شو! کلبه ی غریبی ام را پیدا کن، کنار بید مجنون خزان زده و کنار مرداب آرزوهای رنگی ام! در کلبه را باز کن و به سراغ بغض خیس پنجره برو! حریر غمش را کنار بزن! مرا می یابی