زمستان است چون سرد است سال پیش؛ زمستان بود که سرد بود ولی من گرم... اما حال شاید زمستان نباشد ولی من سردم... من سردم است و میدانم هیچ گاه گرم نخواهم شد...
+
نوشته شده در جمعه نهم آذر 1386ساعت 0:33 توسط تنهاترین
|
درباره
من نشانی از تو ندارم اما نشانی ام را برای تو می نویسم: در عصرهای انتظار،به حوالی بی کسی قدرم بگذار! خیابان غربت را پیدا کن و وارد کوچه پس کوچه های تنهایی شو! کلبه ی غریبی ام را پیدا کن، کنار بید مجنون خزان زده و کنار مرداب آرزوهای رنگی ام! در کلبه را باز کن و به سراغ بغض خیس پنجره برو! حریر غمش را کنار بزن! مرا می یابی