افسانه ی من به پایان رسیده احساس می کنم که این آخرین منزل است دیگر نه بانگ فریادی دیگر نه آوای رهایی تنهایی آرمگاه جاوید من است و درود و سکوت همنشین تنهایی جاودانه من است
+
نوشته شده در یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 23:5 توسط تنهاترین
|
درباره
من نشانی از تو ندارم اما نشانی ام را برای تو می نویسم: در عصرهای انتظار،به حوالی بی کسی قدرم بگذار! خیابان غربت را پیدا کن و وارد کوچه پس کوچه های تنهایی شو! کلبه ی غریبی ام را پیدا کن، کنار بید مجنون خزان زده و کنار مرداب آرزوهای رنگی ام! در کلبه را باز کن و به سراغ بغض خیس پنجره برو! حریر غمش را کنار بزن! مرا می یابی